عاشـق نمی شـوم,دلواپـسم مبـاش
-اما... اگر... شاید!
اما گناه من نبود
اگر تو را برای من نوشتند
شاید من اشتباه می کردم
اما اگر شاید نبود
حتما گناه من نبود
تو را با فاصله برای من نوشته بودند...
-فرقی نمی کند
چه باران ببارد
چه تو گریه کنی
من که چترم را گم کرده ام
حالا تو هی بیا وعقربه ها را دستکاری کن
چیزی در آیینه تغییر نمیکند
تازه! در آیینه هم که به خودت می رسی
مرا در غبار از یاد می بری
فرقی نمی کند
چه در آیینه نگاه کنی
چه در چشمان من
من که راه خانه ات را گم کرده ام...
-با پاییز اگر هوایی شود درخت
سیبِ هرگز در دست های من خالی
که هوای تو را کرده ام به سر
پاییز پُر از کلاغ و هوا هوای رسیدن و
افتاده پای درخت سیب و...
پس دست های پُرِ تو
در خالی دست های من هرگز!
پ.ن:فریــاد شیــری
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۱ ساعت 12:51 توسط merrily
|