با نگـاهم حرف بزن...


زبانــم را نمی فهمی، نگـاهم را نمی بینــی  


ز اشکــم بی خبــر مانـدی و آهـم را نمی بینـی


سخن ها خفتـه در چشمم، نگاهـم صد زبان دارد


سیــه چشمــا! مگـر طرزه نگاهـم را نمی بینـی


سیــه مژگـان من ، موی سپیـدم را نگـاهی کن


سپیـد اندام من ، روز سیـاهم را نمی بیـنی؟


پریشـانم دل حسـرت نصیـبم را نمی جویی؟


پشیمانـم،نگـاه عذر خواهم را نمی بینـی ؟


گناهم چیست جـز عشق تو ، روی از من چه می پوشی...؟؟؟


مگــر ای مــاه..... چشـم بی گنــاهم را نمی بینـی....


************************************************

ساده نوشت: وقتی حوض خانه ات می خشکد، مــاه به ناچار به حوض خانه ای دیگر خواهد افتاد...

 

پ.ن :مهدی سهیلی


من فــرود آمدم...

 

امـروز... این ساعت... سر آغـازم را جشن میگیریـم.

آغاز هستی ام.... و میکوبـد محـزون و گـریان نبـض زندگـانی ام،

 و بر من و اندوهـم چه بسیـاری می خندنـد!!!

و حجـم نا چیزم را چه پر مهـر می فشـارند...

بی آنـکه بداننـد از بهـشـت بیرونـم رانده انـد.... بی آنـکه بداننـد

***********************************************

*ساده نوشت:هنـوز خوب نمیدانـم من در آغاز این دنیایـم

 یا در جایـی دیگـر به پایان رسیده ام...

*من به دنیا آمده ام، اما هیـچ چیز این دنیـا به من نمی آیـد!!!

*آدما میشه دیگه واسـه من قصه ی پر غصه نگیـد!!!

من دیگه تا آخـر دنیـا خوابم نمی بره...

*پ.ن:اینجا از همین پست آزاد استفاده میکنم و تولد هم ماهی های خوب خودم

ونوس عزیز،دانارت گل، الماس شرق مهربون و فرناز جون رو تبـریک میگم.

خیلی خوش شانس بودین که تو این ماه به دنیا اومدین

 

                                                 تــــــولـــد مبـــارکــــــــــ

 

مـــن در راهـــم...

کودک چشــم من از قصـه ی تو می خوابــد...


قـصــه ی نغـز تو از غـصه تهــی ست...


بــاز هم  قــصه بگو


تا به آرامــش دل ســر به دامان تـــو بگــذارم و در خــواب روم...


****************************************************************************


ساده نوشت: خدایــا میشــه بازم واسم قصـه بگـی...؟؟؟

قــول میدم تا آخــرش خوابم ببــره...